گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
17
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
خود ، كوروش مسنتر بوده است ولى بنابر اشارهء مندرج در كتاب لشگر - كشى كوروش « 1 » دو برادر با هم پرورش يافته بودند . نكتهء ذيل نيز درخور توجه است : كوروش در زمان حيات پدر خود به عنوان ساتراپ ليديه و فريگيه بزرگ و كاپادوكيه ، با مقام فرماندهى تمام لشگريان شاهى كه در خطه كستولوس « 2 » مستقر بودند به آسياى صغير اعزام گرديد . راجع به تاريخ شروع اين مأموريت او مورخان اتفاق نظر ندارند ، دو سنه مورد احتمال است 408 و 407 قبل از ميلاد . ولى باوجود صحت و اشتهار اين قول كه در مشرق زمين افراد رشد عاجل و سريع دارند باز جاى شگفتى است كه جوانى 15 يا 16 ساله را به چنان مقام شامخى كه لازمهاش رشد كامل فكرى بوده است گمارده باشند . اما وضع سياسى آن موقع به قرار ذيل بوده است : از سال 418 ق . م آتن و اسپارت بار ديگر به جنگ و نقار علنى پرداخته بودند . ايران ابتدا ضرورتى براى دخالت در اين جنگ و جدال نديد چون تضعيف طرفين كه هنگام اتحاد با هم ، دشمن مهيبى براى اهل پارس شده بودند و حال در سركوبى يكديگر تلاش فراوان مىنمودند به سود او بوده است . ولى آن وضع و حال در اثر طرفدارى حكومت آتن از پيسوتنس « 3 » ساتراپ سارديس و بعد از وفات او نيز در زمان حكومت پسرش آمرگس « 4 » تغيير يافت . لاكدمونها ( اسپارتها ) كه تيسافرن جانشين پيسوتنس جيرهء نفرات ايشان را مىپرداخت بر خلاف رفتار حكومت
--> ( 1 ) - The Expedition of Cyrus ( 2 ) - Castolus ( 3 ) - Pisutheness ( 4 ) - Amorges